نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

اولین بار که به تئاتر رفتی

1395/2/18 2:09
نویسنده : مامان و بابا
185 بازدید
اشتراک گذاری

نیکا جون؛

از اونجا که بابایی مهربونت تو خیلی از کارها غافلگیرمون میکنه.غافلگیری این دفعه گرفتن بلیط برای تماشای تئاتربود.سه تاییمون اولین بارمون بود که می خواستیم به تماشای تئاتر بریم.من از قبل خیلی دوست داشتم برم.خیلی خوشحال شدم و تو فسقلی هم خیلی خوشحال تر شدی و ذوق میکردی می گفتی می خوام برم آتنا.خخخخخخخخخخه آره واقعا می گفتی آتنا ما هم کلی می خندیدیم.ما با عمو وحید و خاله میترا و کیان جون رفتیم.چون شما خیلی کیان دوست داری وجود کیان تورو خوشحال تر کرد.

اونجا خیلی دختر خوبی بودی و قشنگ نشستی و با دست زدن ما دست میزدی و با خندیدن ما می خندیدی.محوطه کلا تاریک بود،اولش یه جوری شدی ولی یزره که گذشت عادت کردی.

تئاترش خیلی خنده دار بود و خیلی شب خوبی بود.

با کیان منتظر تماشای به قول خودت فیلمید

می گفتی مامان چرا فیلم شروع نمیشه

فکر میکردی تلویزیونه

الهی دورت بگردم که آخرای برنامه گرسنت شده بود ،بعدش رفتیم یه رستوران شیک و شماغذات کامل خوردی

بابایی مهربونم دست درد نکنه

خیلی آخر هفته ی خوبی بود

من و مامانی که خیلی حال کردیم

تو همین طور

عاشقتیم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)